
باسلام اینم یه داستان باحال امیدوارم لذت ببرید فقط نظر یادتون نره امیدوارم این داستان یه عبرت درست و حسابی باشه به من ایمان داری؟ کوهنوردی میخواست به قلهای بلندی صعود کند. پس از سالها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیدهنمیشد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه و ستارهها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند. کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، درحالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و ب...
ادامه مطلب
سلام اینم یه مطلب توپ برای آن ادم ها که فکر میکنن خیلی زور دارن فقط نظر یادتون نره دنیا دار مکافات وقتی پرنده ای زندست مورچه ها رو میخورد .........ولی بعد از مدتی میمیرد و مورچه او را میخورند زمانه و شرایط در هر صورتی متغیر هستند........ در زندگی هیچ کس را تحقیر یا آزار ندهید شاید امرو غمپض در کنید و لغض بخونید و لغض و غمپضتون هم درست باشه ولی فردا ........ شاید حالا قوی باشید و لی زمانه از شما قوی تر است یک در خت میلیون ها چوب کبریت میسازد ولی یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون چوب کبریت کافی است پس خوب باشید و خوبی کنید ..... نوشته ی سعید رسولی پدر مهربان من ...
ادامه مطلب